|
ღ.•*♀pr!nce$$ k♀ch♀lo0♂*•.ღ
جدا موندن از کسی که دوسش داری فرقی با مردن نداره، پس عمری که بی تو می گذره مرگیست به نام زندگی!
|
از یه آسمون دیگه می خوایی چی بشم حس می کنم دارم میمرم به دادم برس آه پاریس... پن نف شهر و می شناسم یک کمی لذت بردن زندگی من ارزش داره ازش حرف بزنم؟ مث اینکه اون اندازه ها همه ازش حرف می زنن وشما می خواهید آدم چطور وقتش رو بگذرونه من به یک منظره دیگه فکر می کنم یه دوست فراموش شده صورش رو نشونم میده یه جای تاریک یه آسمون رنگ و رو رفته ولایت من که هر روز صبح سر وقتم میاد سفر دور و دراز بود. چند تا پر و بال اونجا موند و خیالات واهی من یکی یکی ریختند با اینهمه من تو بهار بودم تقریبا یه بچه من جلو می رفتم یه قطار پر سرو صدا من و می برد طبیعت یواش یواش یادم می رفت ایستگاه خیلی نزدیک بود. اونجا مردم اتاق عوض می کردند روی سکو ه هیچکس منتظر نبود شهر مرده و استخوانی منتظر نبود شهر مرده و استخوانی اونورتر کوره هاش پیدا بود چی به سرم خواهد اومد یه نفر با یه سایه خیالی پیشونی منو لمس می کنه یه دست اما اون چیزهایی که خیال می کردم می بینم دود قطار بود من تنهام آره،تنهای تنها هیچکس نیومد دست من و بگیره.
[ ۱۳٩٠/۱۱/٥ ] [ ۱٠:٢٩ ب.ظ ] [ سپیده ]
[ comment () ]
همه چی با یک نگاه شروع شد همه چی با یک اتو مو شروع شد داستان از جایی شروع می شه که من بش زنگ می زنم که صداشو بشنوم اون می زنگه من ردش می کنم و گوشیم یه اس سلام می ره... از موقع تا الان 7 ماه می گذره مثله برادرم می مونه... نمی دونم چرا دارم اینا رو می نویسم... وایی خل شدم... [ ۱۳٩٠/۱۱/۳ ] [ ٦:۳۱ ب.ظ ] [ سپیده ]
[ comment () ]
سلااااااااااااااامممممممممممم به همه آجی داداشایه خوبم اومدم که 2ساله شدن وبلاگم و بهش تبریک بگم منون که تو این 2سال باهام بودین دوستون دارمممممممم تا آپ بد باییییییی [ ۱۳٩٠/٧/٢۱ ] [ ٦:٢۱ ب.ظ ] [ سپیده ]
[ comment () ]
تو را دوستدارم برای آن لبخند خاص که به من شادی می بخشد زمانی که غمگین هستم. تو را دوستدارم برای عطوفت تو. که به من بیشتر بیشتر مهر می ورزد دوست دارم برای محبت تو و قلب فهیم تو. کسی که همیشه ی گوید: تورا بسیار دوست دارم دوستت دارم برای ایمان و اعتقادت به جهت طریقه های دلنشین و صبر و شکیبائی ات تو را دوست دارم به خاطر کار هایی که انجام داده ای و اغلب بدون قدر دانی مانده اند آری... به خاطر کار هایی که انجام داده ای و اغلب بدون قدر دانی مانده اند دوستت دارم برای همه اینا و نبز برای هزاران چیز دیگر اما بیشتر از همه برای هر زمانی که تو در کنار من هستی.
حضور تو در زندگی من، برایم احساس زیبائی را با خود به همراه آورده.. تو موجب گشته ای که من ادراکات ویژه ای را داشته باشم با کارهایی که انجام داده ای و همه آنچه که گفته ای... اما اینک تمام چیزی که می خواهم بگویم این است که تو را دوست دارم تو یگانه عشق من تا ابد در قلب من خواهی ماند... برای تو دلتنگم... [ ۱۳٩٠/٧/٧ ] [ ۱٢:۱۳ ق.ظ ] [ سپیده ]
[ comment () ]
شاید کسی شب ها برای اینکه خوابتو ببینه به خدا التماس کنه! شاید یه کسی به محض دیدن تو دستش یخ می زنه و تپش قلبش مرتب بیشتر می شه مطمئن باش یکی شبها بخاطر تو، تو دریایی از اشک می خوابه. ولی تو اونو نمی بینی؟؟؟ شایدم هیچ وقت نبینی...
محکم تر از آنم که برای تنها نبودنم، آنچه را که اسمش را غرور گذاشته ام برایت به زمین بکوبم احساس من قیمتی داشت که تو برای پرداخت آن فقیر بودی!
[ ۱۳٩٠/٧/٦ ] [ ۱٠:٤٦ ب.ظ ] [ سپیده ]
[ comment () ]
از یه دیوونه می پرسن چرا دیوونه شدی؟؟؟ می گه من یک زن گرفتم که یک دختر 18 ساله داشت دختر زنم با بابام ازدواج کرد در نتیجه زن بابام شد، پسری زایید که می شد برادرم و نوه ی زنم پس نوه ی منم می شد. در نتیجه من پدر بزرگ برادر تنی خودم بودم. چند روز بعد زن من پسری زایید که زن پدرم خواهر تنی پسرم بود و مادر بزرگ او هم شد. در نتیجه پسرم برادر مادر بزرگه خودش شد. از طرفی چون مادر فعلی من یعنی دختر زنم، خواهر پسرم بود در نتیجه من خواهر زاده ی پسرم بودم. ضمنا من پدر و مادر بزرگ خودم هم هستم و پدر هم برادر من و هم... (منم دیوونه شدم) و این جوری شد که منم دیوونه شدم [ ۱۳٩٠/٤/۱٠ ] [ ٤:٢٤ ب.ظ ] [ سپیده ]
[ comment () ]
پسرها :
[ ۱۳٩٠/٢/۱٤ ] [ ۸:۱۳ ب.ظ ] [ سپیده ]
[ comment () ]
سلام یه همه آجی و داداشای خوبم! حالتون خوبه؟ *عید تون مبارک* ایشالا سال خوبی داشته باشین و هرچی می خواین تو این سال بدس بیارین خوب همین دیگه اومدم عید و تبریک بگم بایـــــــــــــــــــــــــــــــــی [ ۱۳٩٠/۱/٢ ] [ ٦:٢٠ ب.ظ ] [ سپیده ]
[ comment () ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |